عشق ماندگار

به نام نامی عشق...

حادثه...


چرادنیاپره از حادثه هایه وارونه

عاشق یکی میشی که عاشقی نمیدونه

من به دنبال تو

تودنبال کسه دیگه

هیچکدوم ازمادوتابه اون یکی راست نمیگه ,

من واسه چشمایه نازنین تو یه دیونم

من دوست دارم ولی علتشونمیدونم

حالاکه میخوای بری بذار نگاهت بکنم

چون یبار دیگه میخوام این دلوساکت بکنم

چرادنیاپره از حادثه هایه وارونه

عاشق یکی میشی که عاشقی نمیدونه ,

ازخودش نمیشنوی اگه یه روزبخوادبره

وقتی میپرسی ازش؟

میگه آره مسافره

چقدربینه دلاباحرفایه توفاصلست

چشامون میخنده امادلامون بی حوصلست

چرادنیاپره از حادثه هایه وارونه

عاشق یکی میشی که عاشقی نمیدونه

من به دنبال تو

تودنبال کسه دیگه

هیچکدوم ازمادوتابه اون یکی راست نمیگه...



+ نوشته شده در  یکشنبه دوم مهر 1391ساعت 18:16  توسط Soltane ghamha  | 

قسم...


تومگه قسم نخوردی دلموتنهانزاری

روبروم نشستی اما ازغریبه کم نداری

روبرویه من نشستی تویه چشم توستاره

ازصدایه تو شنیدم که دلت دوستم نداره

دل تو ، توآسمونا

من بدنبال دل تو

توبدنبال ستاره

من به یاد قسم تو

تومگه قسم نخوردی دلموتنهانزاری

هرگزازروزجدایی سخنی به لب نیاری

حالاروبروم نشستی

حرف توفقط جدایی

توقسم نخورده بودی که یه دنیابی وفایی

توقسم نخورده بودی روزی عشق تومیمیره

نوریک ستاره یک شب جایه مهتابومیگیره

جایه مهتابومیگیره...


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1391ساعت 17:42  توسط Soltane ghamha  | 


توالهه ای تو عشقی

مثله یک شکوفه هستی

بخدابرایه این دل توحدیث وقصه هستی

توقشنگی توجونی

آی جونی آی جونی

توعزیزومهربونی

مهربونی

توپیامی

تونویدی

توامیدی

واسه من یه همزبونی

همزبونی

چی میشدکه گل عشقم غنچه میموندوانمیشد

عشق تو از روز اول غنچه میموندوانمیشد

چی میشدکه گل عشقم غنچه میموندوانمیشد

عشق تو از روز اول تودل من جانمیشد

کاش نمیشد ؛ کاش نمیشد

عاقبت پیش همه بازمنو رسواکردی

تویه دریایه جنون غرق تمناکردی

باهزارحرف دروغ منوفریبم دادی

وقتی عاشقت شدم عشقموحاشاکردی

عاشق دیوانه منم من

رفیق پیمانه منم من

معشوق جانانه تویی تو

ساغروپیمانه تویی تو

چی میشدکه گل عشقم غنچه میموندوانمیشد

عشق تو از روز اول غنچه میموندوانمیشد

چی میشدکه گل عشقم غنچه میموندوانمیشد

عشق تو از روز اول تودل من جانمیشد

کاش نمیشد ؛ کاش نمیشد...


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم مرداد 1391ساعت 16:37  توسط Soltane ghamha  | 

مردم آذربایجان تسلیت...

سوگ آذربایجان...


پرازدیوار و آوارم

پرازخونم پراز دردم

بگوچی شدتویه لحظه تمومه شهروگم کردم

بگوکه خواب میبینم

بگوتنهایه کابوسه

عروسک جون چقدرراهه ازاین آوار تا بوسه

چشاتو واکنو بازم

منوازخنده هات پرکن

وگرنه باچشایه باز

منم مرده تصورکن

خدایا تویه این شهرم شبیخون بم افتاده

زمان ازدست من رفته

زمین ازچشمم افتاده

وطنه بی خونه

وطنه سرگردون

روزگارو چندشب به عقب برگردون...


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مرداد 1391ساعت 16:49  توسط Soltane ghamha  | 

حضرت علی(ع)...


اگه کسی عشق تورو داشته باشه

خیالش راحته شب و روز فقط خداباهاشه

میخوام خدا ازت که دلم با علی خوبگیره

یکاری میکنم که جون ودل همش فداشه

یکاری میکنم که جون ودل همش فداشه ,

علی یک حقیقت

علی کوهه طاقت

بی تو سحرنمیشه

باتودل کرده عادت

علی من فداتم

غلی خاکه پاتم

منم یه عاشقی که توزائراتم ,

اونقدمصیبتت سنگینه که خداطاقت نداره

شبایه قدردلم ازعشقه تو یه بیقراره

یاعلی اون روزا تو بودی یاوره یتیما

چکارکردی بااین دل که فقط ذکره توداره

یامولادره خیبرواسه توکاری نداره

هرکی صدات کنه مولاهیچ وقت کم نمیاره

علی یک حقیقت

علی کوهه طاقت

بی تو سحرنمیشه

باتودل کرده عادت

علی من فداتم

علی خاکه پاتم

منم یه عاشقی که توزائراتم...


+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم مرداد 1391ساعت 19:18  توسط Soltane ghamha  | 

عزیزم,مریمم خیلی تنگه دلم دارم داغون میشم ازت خواهش میکنم حداقل بهم بزنگ...


شایدفراموشت شدم

شایددلت تنگه برام

شایدبیداری مثله من به فکره اون خاطره ها

شایدتوهم شب که میشه میری به سمت جاده ها

بگوتوهم خسته شدی مثله من ازفاصله ها

باهرقدم برداشتنت فاصله بینمون نشست

لحظه ای که بستی درو شنیدی قلبه من شکست

یادت میاد که من کیم

همون که میمیره برات

همونی که دل نداره برگی بیفته سره رات

نمیتونم دورت کنم لحظه ای ازتورویاهام

تومثله خالکوبی شدی توتک تک خاطره هام

ازکی داری تودورمیشی

ازمن که میمیره برات

ازمنی که دل ندارم برگی بیفته سررات ,

بگومن ازکی بگیرم حتی یبارسراغتو

دارم حسودی میکنم به آینه ی اتاق تو

کاش جایه اون آینه بودم

هرروز تورو میدیدمت

اگر که بالشت بودم هرلحظه میبوسیدمت

نمیتونم دورت کنم لحظه ای ازتورویاهام

تومثله خالکوبی شدی توتک تک خاطره هام

ازکی داری تودورمیشی

ازمن که میمیره برات

ازمنی که دل ندارم برگی بیفته سررات...



+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مرداد 1391ساعت 20:31  توسط Soltane ghamha  | 

بگذرازمن...


بگذرازمن ، بگذرازمن

منوتنهابذاربامن

بگذرازمن ، بگذرازدیوونه حالی که گذاشته سربه دامن

بگذرازمن که نگاهم دیگه دنبال کسی نیست

بگذرازمن ، همه رفتن ازکنارم

تو برو اینم غمی نیست,

من خودم یه کوهه غصم توگلایه هاتو کم کن

من که ازخودم شکستم برو و سایتو کم کن

بگذرازتلخیه حرفام اگه گنگ وبی دلیلن

اگه دست وپاشکستن اگه خسته وعلیلن

من به انتهارسیدم

دیگه امیدی ندارم

چیزی ازتومن نمیخوام

گله ازکسی ندارم ,

بگذرازمن , بگذرازمن

که منم دلگیرم ازمن

بگذرازاین دل زخمی که گذاشته سربه دامن

بگذرازتلخیه حرفام اگه گنگ وبی دلیلن

اگه دست وپاشکستن اگه خسته وعلیلن

من به انتهارسیدم

دیگه امیدی ندارم

چیزی ازتومن نمیخوام

گله ازکسی ندارم...


+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مرداد 1391ساعت 9:27  توسط Soltane ghamha  | 

زخمی...


منوتو تویه این دنیا

یه درد مشترک داریم

دوتامون خسته ی دردیم

روقلبامون ترک داریم

منوتو کوهه دردیمو

یه گوشه زخمی افتادیم

داریم جون میکنیم انگار

رو زخمامون نمک داریم

تمومه زندگیمون سوخت

تمومه لحظه هامون مرد

هوایه عاشقیمونو

هوایه بی کسیمون مرد

منوتو مال هم بودیم

منوتو جون هم بودیم

خوره افتاده به جونمون

تمومه جونمونوخورد ,

منوتو تویه این دنیا

اسیره دسته تقدیریم

همش دلهره داریمو

بااین زندگی درگیریم

نفس که میکشیم انگار دارن شکنجمون میدن

داریم آهسته آهسته تواین تنهایی میمیرم

شدیم مثله یه دیواری که کم کم داره میریزه

هوایه خونمون سرده

مثله غروبه پاییزه

تقاصه چیروماداریم به چی واسه چی پس میدیم

آخه واسه مااین روزاچراانقدغم انگیزه...

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مرداد 1391ساعت 17:41  توسط Soltane ghamha  | 

خداحافظ...


نمیگم بهت خداحافظ ازم ردشی به آسونی

به چی دل خوش کنم من بعدتوکه پیشم نمیمونی

نمیگم بهت خداحافظ که برگردی زتصمیمت

غمودادی به آغوشم

خوشی هاباشی تقدیمت

بزارباحس دلتنگی فراموشت کنم دیگه

کنارهم نشدباشیم

بایدردشیم زهمدیگه

نگاهت روبروت باشه نبینه اشکوچشمات

نمیگم بهت خداحافظ

نمیزاره خداتنهات

خداحافظ خداحافظ تمومه خاطرات من

حرومم خاطرات تو حلالت خاطرات من ,

برواین بهترین راهه

خداپشت وپناهه تو

همش تقصیره تقدیره

نبودچیزی گناهه تو

فقط تولحظه ی رفتن نگاهت روبروت باشه

نگوچیزی نزن حرفی

همه حرفت سکوت باشه

بزارباحس دلتنگی فراموشت کنم دیگه

کنارهم نشدباشیم

بایدردشیم زهمدیگه

نگاهت روبروت باشه نبینه اشکوچشمات

نمیگم بهت خداحافظ

نمیزاره خداتنهات

خداحافظ خداحافظ تمومه خاطرات من

حرومم خاطرات تو حلالت خاطرات من...


+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مرداد 1391ساعت 12:49  توسط Soltane ghamha  | 

خونه خاموش...


ای کوهه فروریخته ی بیهوش

خاموش نمون نخواه منوخاموش

ای دلزده از روزوشب برفی

باعاشق مضطرب بزن حرفی

بامن که شدم واست  سراپاگوش

حرفی بزن ای کوه نمون خاموش

دلگیره چقدردنیابی تو

تاکی نبینم روزایه آفتابی تو ,

گفتن داری میرازپیشم این راسته

این راسته خداتوروصدازد ، خواسته

هرچندکه دوری ازتو واسم مرگه

مرگت نفسایه آخره این برگه

این برگ خزون زده همین پاییز

این عاشق ازاشک پرو لبریز

امابخداسپردمت محبوبم

تاخوب شه حالت بخدا من خوبم ,

امانبرازیادبه یادت بودم

یادی کن ازم که  بی تومن نابودم

گاهی اگه شدبیاسراغم توخواب

ای خواب پریده ازچشایه بی خواب...

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مرداد 1391ساعت 11:59  توسط Soltane ghamha  | 

آرامش بکر...


صدام میزنی

فکرکنم وقتشه که این عقده روپیش تو واکنم

توامشب جهانو عوض میکنی

بزار از یه گوشه تماشا کنم

توآرامش بکر نیمه شبی

که مثل یه طوفان بهت رو زدم

تو رویه خودم موندم اما ببین

چقدرساده باتوکناراومدم

بهم قوت قلب میدی که من

ازاحساس دلشوره خالی بشم

زمین از نگاه تو حول میکنه

توفکرمیکنی من چه حالی بشم ,

به حسی که ازتودرونه منه

دلیلی نداره تظاهرکنم

ببین سهم من ازتواونقدرهست

بتونم هوامو ازت پرکنم

کنارت به هرچی که شدرازیم

به هرچی که فکرمیکنم درتوهست

بهت زول زدم تانگاهم کنی

یقین دارم این بهترین معجزست

بهم قوت قلب میدی که من

ازاحساس دلشوره خالی بشم

زمین از نگاه تو حول میکنه

توفکرمیکنی من چه حالی بشم...


+ نوشته شده در  سه شنبه دهم مرداد 1391ساعت 16:44  توسط Soltane ghamha  | 

سکوت...


ازلحظه ای که رفتی

بدجوری ضربه خوردم

دلم میخواست نبودم

دلم میخواست میمردم

پنجره هاروبستم

پرده هاروکشیدم

چندوقته خورشیدومن تو آسمون ندیدم

توتاریکی میشینم

پلکام رویه هم میره

باگریه آروم میشن

باگریه خوابم میره

وقتی توخونه نیستی

من زندگیم همینه

دلم خوشه به روزی

چشام توروببینه ,

دنیابرام یه رنگه 

مثله شبه سیاهه

شبایه من همیشه

بی توبدونه ماهه

اونقدباشب میمونم

تودرو وا کنی تو

اونقدسکوت میکنم منو صدا کنی تو

توتاریکی میشینم

پلکام رویه هم میره

با گریه آروم میشم

با گریه خوابم میره

وقتی توخونه نیستی

من زندگیم همینه

دلم خوشه به روزی

چشام توروببینه...

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مرداد 1391ساعت 20:13  توسط Soltane ghamha  | 

انتخاب...


درگيره رويايه توام

منودوباره خواب كن

دنيااگه تنهام گذاشت

تومنوانتخاب كن

دلت ازآرزويه من

انگاربي خبرنبود

حتي توتصميمايه من

چشمات بي اثرنبود

خواستم بهت چيزي نگم

تاباچشام خواهش كنم

دراروبستم روت تا

احساس آرامش كنم

باورنميكنم ولي

انگارغرورمن شكست

اگه دلت ميخوادبري

اسرارمن بي فايدست

هركاري ميكنه دلم

تابغضمو پنهون كنه

چي ميتونه فكرتورو

ازسرمن بيرون كنه

ياداغ رودلم بزار

ياكه ازعشقت كم نكن

تمام توسهم منه

به كم قانعم نكن

خواستم بهت چيزي نگم

تاباچشام خواهش كنم

دراروبستم روت تا

احساس آرامش كنم

باورنميكنم ولي

انگارغرورمن شكست

اگه دلت ميخوادبري

اسرارمن بي فايدست...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم تیر 1391ساعت 12:37  توسط Soltane ghamha  | 


دلم برات تنگ شده

چشام چه بیرنگ شده

نزار به پات بیفتم

دوباره برگرد

دوباره برگرد ,

میاداون لحظه که هرجانفسو بویه تو داره

دلم درانتظاره دوباره برگرد

دوباره برگرد ,

یه روزاز کاری که کردی پشیمون میشی

ازجدایی منودردغمت پریشون میشی

حالادنیاواسه تو مستیوجنگ میداره

یه روز ازباده ی این مستی توگریون میشی

برگرد

دوباره برگرد

دوباره برگرد

دلم برات تنگ شده

چشام چه بیرنگ شده

نزار به پات بیفتم

دوباره برگرد

دوباره برگرد...




+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم تیر 1391ساعت 11:18  توسط Soltane ghamha  | 

ساعت رفتن...


انقده دوست دارم که وقتی دستاتومیگیرم

فکراینم که چجوری جلواشکاموبگیرم

حتی بهترازروزایی که نبودیتوکشیدم

فدایه نگاهه پاکت که یه روزخوش ندیدم

عکست گوشه ی این اتاق

رویایه بی توخط خطی

خیال رفتن ندارن این غصه های لعنتی

عطرت هوامومیبره باخاطرات کودکی

ساعت رفتن دل پاک

به اشکایه یواشکی ...



+ نوشته شده در  جمعه دوم تیر 1391ساعت 12:39  توسط Soltane ghamha  | 

نارفیق...


رفاقتو تو حق من امشب تموم کردی رفیق

گرفتی از من دستایه عشقمو نامرد نارفیق

دارم میبینم اون روزو نه اون تورو بخواد نه تو

نه راه برگشت واسه من

نه راه جبران واسه تو

چه حالی داشتم حال اون روزامو دوریتو الان

تودست من بود دستایه اونکه تودستته الان

یه روز به حرفم میرسی امروزو یادت بمونه

رفتنی میره میدونم محاله یارت بمونه

نارفیق بودی برام آهای رفیق بامرام

زخم کاریتم نزاشت یه بال پروازی برام

دلتم خنک بشه

بره دستم جایه تیغ

ضربه ی آخرتم به هدف خورده دقیق ...



+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام خرداد 1391ساعت 18:59  توسط Soltane ghamha  | 

عشق اول...


میگن هیچ عشقی تودنیا

مثله عشق اولین نیست

میگذره یه عمری اما

از خیالت رفتنی نیست

داغ عشق هیچ کسی مثله

اونکه پس میزنتت نیست

چه بده تنهاشی وقتی

هیچ کسی هم قدمت نیست ,

چقده سخته بدونی

اونکه میخوایش نمیمونه

که دلش یه جایه دیگست و همه وجودش مال اونه

چقده برایه اون که جون میدی غریبه باشی

بگی میخوای باتوباشم

بگه میخوام که نباشی...





+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام خرداد 1391ساعت 18:43  توسط Soltane ghamha  | 

قسمت...


وقتی قسمتم نمیشه عاشقونه با توباشم

رویه گونه هایه خیسم

دونه دونه اشک میپاشم

وقتی قسمتم نمیشه دست گرمتو بگیرم

غیراین چاره نمونده

که یه گوشه ای بمیرم ,

دست تقدیر

دست قسمت

منواز دلم جدا کرد

این جدایی

بی بهونه

همه هستیمو فدا کرد

دل بریدم که نبندم

دل به تکرارجدایی ,

قسمتم نمیشه انگارباتوهمصدابخونم

شب تاریکه نگاروتاسحرباتوبمونم

دست تقدیر

دست قسمت

منوازدلم جداکرد

این جدایی بی بهونه

همه هستیمو فدا کرد

دل بریدم که نبندم

دل به تکرارجدایی...

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم خرداد 1391ساعت 11:55  توسط Soltane ghamha  | 

طوف ولعنت...


خسته و زخمی و داغون

یه گوشه کنج خیابون

گونه هام خیس ازاشکام

تودلم غصه فراوون

هرکسی ردمیشه انگارمنو اصلانمیبینه

هیچ کسی حتی یه لحظه پایه حرفام نمیشینه

هیچ کسی دلش نمیخوادجایه من باشه یه روزم

باید اینجاتک وتنهاتاهمیشه من بسوزم

منی که یه روزگاری واسه خودم کسی بودم

همه چی داشتمواینجورغریبو بی کس نبودم

طوف ولعنت به توای عشق که منودیوونه کردی

خونه ی آبادمن رواینجوری ویرونه کردی ...


+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم خرداد 1391ساعت 11:37  توسط Soltane ghamha  | 

غیرممکن...


فکرم درست کارنمیکنه

من کیم

اینجاچیکارمیکنم

بازم درگیره برگشتنت شدم

بازم اسیر یک غیرممکنم

چشمات دیگه حرف نمیزنه

دل

تکلیفه منوحسم

بگوچیه

قلبم درست کارنمیکنه

زندگیم بی توچه بی معنیه

دیگه به بن بست رسیدموازنفس افتادمو

تاکیدمیکنم

خودم اینجام ولی دوباره قلبمواونجاکه تو هستی

تبعیدمیکنم ,

حس من دیگه بدردم نمیخوره

غصه هامو تو نمیگیری ازم

بارون میزنه تویه این اتاق خیس

بعدازاین همه گریه ی پشت هم

احساس میکنم حدرشدم

ولی هیچ آرزویی آرومم نمیکنه

کل این قصه هاتویه ذهنه منه

برگشتنت اما بازم

غیر ممکنه...


+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم خرداد 1391ساعت 19:48  توسط Soltane ghamha  | 

فقط عشق...


چقدخوبه که یادت تو هست هنوز

چقدیادتو عاشقونست هنوز

چقدخوبه که قلبمو میبری

به چندسکه ای حالمومیخری

ببین باز دله من هوایی شده

ببین لحظه هام چه عالی شده

چشات اشکی از غرقه شادی همین

خداجون نگاش کن چه حالی شده

فقط من

فقط تو

فقط مادوتایی

فقط عشق

فقط عشق

تموم شد جدایی ,

اون لحظه هایه لعنتی

همونجاکه دیدم توکم طاقتی

قسم خوردم اینوبه جون خودت

نزارم بشی رنگه ناراحتی

فقط من

فقط تو

فقط مادوتایی

فقط عشق

فقط عشق

تموم شد جدایی

فقط عشق...

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم خرداد 1391ساعت 12:54  توسط Soltane ghamha  | 

چجوری دووم بیارم...


چجوری طاقت بیارم 

بی تو و بدون چشمات

چجوری یادم نیارم زدی زیر همه حرفات

اینم ازتوکه نموندی زدی قلبموشکوندی

اینم از تو که دونسته

پرو بالمو سوزوندی

نمیدونستم که رویا

نمیدونستم یه خوابی

کاشکی بودیو میدیدی

واسه من نمونده حالی

من بدون توشکستم

چشامورودنیابستم

منی که همیشه گفتم

عاشقت بودموهستم

تموم درد من اینه

که دونسته دل شکوندی

بی وفاشدی تا عشقو از تویه چشام توخوندی ,

چجوری طاقت بیارم بی تو و بدون چشمات

چجوری یادم نیارم زدی زیر همه حرفات...



+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم خرداد 1391ساعت 12:16  توسط Soltane ghamha  | 

لعنت به من...


لعنت به من چه ساده دل سپردم

لعنت به من اگر واسش مییمردم

دست منوگرفتو بعدولم کرد

لعنت به اون کسی که عاشقم کرد ,

یکی بگه؛ یکی بگه که ماه من کی بوده

مصوبه گناه من کی بوده

سهم من ازنگاه توهمین بود

عشق توبدترین قسمت بهترین بود

تادل باد منوعاشقم کرد

بین زمین وآسمون ولم کرد

یکی بگه چجوری شدکه این شد

سهم توآسمونو من زمین شد

لعنت به من چه ساده دل سپردم

لعنت به من اگر واسش میمردم

دست منوگرفتوبعد ولم کرد

لعنت به اون کسی که عاشقم کرد...

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم خرداد 1391ساعت 10:39  توسط Soltane ghamha  | 

الهی من بمیرم...


الهی ,  الهی

الهی من بمیرم تونمیری

بمیرم , بمیرمو نبینم که تومیری

الهی , الهی بمیرمو نبینم که تومیری

الهی من بمیرم تونمیری

میمیرم اگه دستامونگیری

نمیخواستم که تو پاسوزمن شی

بگواز پیش من جایی نمیری ,

یه چندوقته توغصه گیر کردم

ببخشیدکه تورم دلگیر کردم

نمیخواستم که تو پاسوزمن شی

نمیخوام مثل حال و روز من شی

نمیخوام ازغمم تصویربگیری

الهی من بمیرم تونمیری

میمیرم اگه دستامونگیری

نمیخواستم که تو پاسوزمن شی

بگواز پیش من جایی نمیری...

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم خرداد 1391ساعت 10:23  توسط Soltane ghamha  | 

دل رو به هیچ کس نمیدم...


اینجوری میدونم دلم طعم غمو نمیچشه

دستایه من با دلخوری دست رو کسی نمیکشه

دوست ندارم یکی بیاد خوابو بگیره از نگام

پاهی بزاره رودلم گم بشه رنگ خنده هام


دل رو به هیچ کس نمیدم

دل رو به هیچ کس نمیدم

دل رو به هیچ کس نمیدم


اینجوری میدونم که من دل نگرون نمیمونم

تو چشمایه هیچ کسی من شعر سفرنمیخونم

بهتره تنها سرکنم

اینجوری خیلی بهتره

وقتی که عشقی نباشه ,حسرت و غصه کمتره

دل رو به هیچ کس نمیدم...


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم خرداد 1391ساعت 19:41  توسط Soltane ghamha  | 

تلافی...


یاتو زیباتر شدی یاچشام بارونیه

این قفس بازه ولی قلب من زندونیه

من پشیمون میکنم جاده روازرفتنت

تونباشی میبره عطرتم ازپیرهنت

میخوام آروم شم تونمیزاری

هردوبیرحمند عشق وبیزاری

همه دنیاموزیروروکردم

توروشایداین آرزوکردم

قدمایه آخرو آهسته تربردار

واسه من کابوسه فکره آخرین دیدار

بغض این آهنگ هارو تاکجاهابرد

شایدم تقدیرموامشب به رحم آورد ,

به تلافیه اون همه تلخیم

گله هاتم طعم عسل شد

غم معصومانه ی چشمات به تبسم تازه بدل شد

میشه بامن هزارویک سال به بهانه ی قصه بمونی

همه مرثیه هایه سکوتم به بهارتوباغ غزل شد

نفس کشیدن دل سپردن مثل دریا آهه من

ازتوخوندن باتوموندن مقصدمن راه من

همینه رویام آرزوهام سرگذشته آهه من

نرفته برگرد که باتوشایدخداگذشت ازگناه من

تومثل بارون غموآسون میبری ازیادمن

باتوخوبم بی غروبم خاطرات شاد من

زار و خسته دل شکسته بینوافرهادمن

مرغ آمین کی به شیرین میرسه فریادمن...

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم خرداد 1391ساعت 20:2  توسط Soltane ghamha  | 

دروغ...


عجب زمونه ای شده

دیگه کسی وفانداره

تابه یکی دل میبندی

میخواد اشکتودربیاره

عاشق شدن دروغه

دوست داشتنادروغه

تمومه این دل بستنا

به اون خدادروغه

دروغه همه عشقایه این زمونه

دیگه کسی پایه حرفاش نمیمونه

تموم شداون زمون که واسه هم میمردن

جون هموروزی صدبارقسم میخوردن ,

عجب زمونه ای شده

دوره ی نارفیقیه

هرکی به فکرخودشه

عشق کجاست کی به کیه

دلایه آدما مثه یه تیکه سنگه توکویر

هرکی یکم عاشق میشه

میشه توچنگ غم اسیر

دروغه همه عشقایه این زمونه

دیگه کسی پایه حرفاش نمیونه

تموم شداون زمون که واسه هم میمردن

جون هموروزی صدبارقسم میخوردن...


+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم خرداد 1391ساعت 11:4  توسط Soltane ghamha  | 

بی تومیمیرم...


عاشق شدم باتو بدون بی تو پریشونم

نمیدونم بی تو تواین تنهایی چی بنویسم

چی بنویسم

همیشه بی تو بافکرتنهایی سرگردونم

نمیدونم تونباشی دیگه ازچی بنویسم

بی تومیمیرم من  ،  بی تومیمیرم من

ازتودلگیرم من ازدنیا سیرم من

توخواب ورویاهام تورومیبینم من

بی تومیمیرم من  ،  بی تومیمیرم من...





+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم خرداد 1391ساعت 18:0  توسط Soltane ghamha  | 

تاریکیه مطلق...


خجالت میکشم ازتو

ازاین روزایه تکراری

ازاین تاریکیه مطلق

ازاین قولایه اجباری

تورو پیش خودم زندونی کردم

من گنه کارم

کنارم هستی امامن یه دنیادلهره دارم

تورو آزردم اما تو

فقط باعشق خندیدی

کنارمن چه روزایی پرازدلشوره ای دیدی

کنارمن ولی تنها

چه روزایی روسرکردی

واسه موندن پایه حرفت

چقدرعشقم خطرکردی

تودنیایی که توهستی به من میگن یه دیوونه

کسی که حرمت عشقو

نمیفهمه ، نمیدونه

تودنیایی که توهستی به من میگن یه آواره

کسی که آخرحرفاش

یه دنیانقطه چین داره ...


+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم خرداد 1391ساعت 18:51  توسط Soltane ghamha  | 

ببخش...


ببخش اگه توگریه هام

دورنگی وریا نبود

اگرکه دستام مثل تو

باکسی آشنانبود

ببخش اگه توعشقمون کم نمیزاشتم چیزی رو

ببخش به یادم نمیره اون روزایه پاییزی رو

ببخش اگه توقصمون

دورنگ ونامرد نبودم

ببخش که عاشقت بودم

خسته ودا سردنبودم

ببخش که مثل تونشدخیانتو یاد بگیرم

اگرکه گفتم به چشات بزارواسه توبمیرم ,

لیاقت دستایه تو

بیشترازاین نبودعزیز

من نمیخوام گریه کنی

برایه من اشکی نریز

لیاقت چشمایه تو نگاه پاک من نبود

منو ببخش  ,  منوببخش

دلم ازتوجدانبود

ببخش اگه توقصمون

دورنگ ونامرد نبودم

ببخش که عاشقت بودم

خسته ودا سردنبودم

ببخش که مثل تونشدخیانتو یاد بگیرم

اگرکه گفتم به چشات بزارواسه توبمیرم

منو ببخش  ,  منوببخش...



+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم خرداد 1391ساعت 18:31  توسط Soltane ghamha  |